اگر پرسند که پیرِ خبازان کیست؟
بگو: پیرِ اول آدم است که چون از بهشت به زمین آمد، گندم بکاشت و درو کرد. اﻣﺎ پیرِ دوم که ﻧﺎن پخت، ابراهیم است که برای مهماﻧﺎن ﻧﺎن و نمک پخت و سفره گسترد.
اگر پرسند که خمیرﻣﺎیه را از کجا آوردند؟
بگو: از بهشت آوردند و آن برکتِ حق است؛ پس هر که به خمیرﻣﺎیه بیاحترامی کند، برکت از دﮐﺎن او برود.
اگر پرسند که آدابِ دست زدن به آرد و خمیر چیست؟
بگو: چهار چیز است؛ اول آنکه ﭘﺎکیزه ﺑﺎشد، دوم آنکه حق را بخواند، سوم آنکه به چشمِ نعمت به آن نگرد، نه به چشمِ ﮐﺎلا، چهارم آنکه ﭼﺎنه ﻫﺎ را یکﺴﺎن بگیرد و در حقِ خلق کمی نکند.
اگر پرسند که حکمتِ تنور چیست و چرا ﻧﺎن در آتش پخته شود؟
بگو: حکمت آن است که تا انسان در آتش ریاضت و سختیِ روزگار پخته نشود، ﻋﺎمه ی خلق را از او ﻓﺎیده ای نرسد؛ همان گونه که گندم ﺗﺎ آرد نشود و آرد ﺗﺎ خمیر نگردد و خمیر ﺗﺎ در آتشِ تنور نسوزد، ﺷﺎیسته ی سفره ی دوستی نشود.
اﻣﺎ اگر دوﺑﺎره پرسند، اینبار از ﻧﺎن بپرسند، ﺷﺎید ﭘﺎسخ در خودِ فرایند ﺑﺎشد: گندم از زمین میآید، آرد ازآسیاب، خمیر از دست و خمیرﻣﺎیه از چیزی که پیشتر ﻣﺎنده است. هر مرحله چیزی را از مرحله ی پیشین میگیرد و چیزی دیگر به آن میافزاید. هیچکس ﻧﺎن را به تنهایی نمیپزد. ﻧﺎن پیش از آنکه بر سفره قرار بگیرد، از میانِ زمین، آب، ﮐﺎر، زﻣﺎن، دست و آتش گذشته است.
این نمایشگاه از دل تأملی بر شیوه ﻫﺎی زیستن، گرد هم آمدن، ﮐﺎشت محصول، مراقبت و شکلهای جمعیِ خیالپردازی پدید آمده است.
فروپاشیهای زیستمحیطی، جنگ، ﺟﺎبه ﺟﺎییﻫﺎ و ﻧﺎﭘﺎیداریﻫﺎ، نه به صورت رخدادﻫﺎیی موضعی و گذرا بلکه به عنوان وضعیتی پیوسته و ﻗﺎبل پیشبینی در زندگی روزمره رسوخ کرده اند. در چنین شرایطی، این پروژه به این پرسش مهم میپردازد که چگونه میتوان در این وضعیت نهتنها دوام آورد، بلکه فضاﻫﺎیی برای همزیستی، مراقبت و تولید معنا به صورت جمعی ایجاد کرد. فضاﻫﺎیی که نیستند، بلکه از جنس شکلگیری موقت، تغییر و « ثبات » متناسب ﺑﺎ این دوران، خود نیز از جنس انطﺒﺎق اند.
هنرمند در مسیر تولید این نمایشگاه از تحقیق روشمند، مشاهده و پرسه، جمعآوری تصویر، ضبط « دیدن » صدا و گفتوگو ﺑﺎ افراد در جغرافیایی گسترده، استفاده کرده است. در این مسیر، امر همواره ﺑﺎ حرکت و بدن گره خورده است.
این پروژه به انواعی از ﺳﺎزوﮐﺎرﻫﺎی تبادل دانش توجه دارد که در بیرون از آرشیوﻫﺎی رسمی شکل میگیرند و در دل کنشﻫﺎی روزمره ﺑﺎقی میﻣﺎنند. میزی، کشت بذر، نگهداری، روایت کردن و مراقبت از همدیگر و زمین، کلیدواژه ﻫﺎی نمایشگاه هستند. مفاهیمی که در مواجهه ﺑﺎ خشکﺴﺎلی، استخراج منابع، جنگ، مهاجرت و دگرگونیﻫﺎی محیطی پیوسته خود را ﺑﺎزآرایی میکنند و ﺑﺎ هر ﺑﺎر تکرار، شکل دیگری از بقا و تداوم را ممکن میسازند.
ﺑﺎ استفاده از پرده ﻫﺎ، سطوح ﭘﺎرچه ای، نور، صدا و تصاویر « دیدار » در این چیدﻣﺎن فضای ﮔﺎلری متحرک به وضعیتی میان ﺧﺎنه، پناهگاه، محل ملاﻗﺎت و فضای همنشینی جمعی تبدیل شده است. فضایی که در آن تماﺷﺎ، استراحت، گفتوگو و بودن در کنار یکدیگر به عنوان بخشی از خود آن تجربه میشوند.
تصاویر متحرک در این چیدﻣﺎن به شکل تکه ﻫﺎیی پراکنده در فضا جریان دارند ﺗﺎ یک کل منسجم و خطی. تصاویر دیجیتال، صداﻫﺎی محیطی، نوشتهﻫﺎ و مواد گردآوری شده، شبکه ای از ارتباطات ﻧﺎﭘﺎیدار میان زﻣﺎنﻫﺎ، مکانها و تجربهﻫﺎی متفاوت را پدید میآورند. آﺛﺎر به نمایش درآمده، از خلال تکرار، غیاب، انتظار و ﺑﺎزگشت تجربه میشوند.
هنرمند در طول برگزاری نمایشگاه، میزبان روایتﻫﺎی جمعی خواهد بود. مراقبت و نگهداری از این دانشِ روایی جمعی، به بخشی از اثر نهایی تبدیل میشود.
نمایشگاه « بیا ﺗﺎ گندم یک دانه ﺑﺎشیم » به این امکان فکر میکند که چگونه میتوان در دل وضعیتﻫﺎی ﻧﺎﭘﺎیدار، فضاﻫﺎیی موقت اﻣﺎ معنادار ﺳﺎخت. فضاهایی که نه بر ﭘﺎیه ی ثبات، بلکه بر تغییر، مراقبت و حضور جمعی استوارند.
شیدا قماشچی، شهریور ۱۴۰۵
