نمایشگاه ایران شاه بیگی با نام آرکادیا

جاباما ایونت

ساعات بازدید: ۱۶ - ۲۰

گالری یافته

درباره این ایونت


نقاشی‌های ایران شاه‌بیگی چون تلاشی برای بازاندیشی در مفهوم منظر جلوه می‌کنند. منظری که دیگر صرفاً بازنمایی طبیعت یا ثبت یک چشم‌انداز بیرونی نیست، بلکه به عرصه‌ای روانی، جسمانی و هستی‌شناختی بدل می‌شود. در این کارها، طبیعت همچون واقعیتی آرام و قابل مهار ظاهر نمی‌شود، بلکه در وضعیت دگرگونی، التهاب و ناپایداری قرار می‌گیرد. زمین، آسمان، شکاف، جریان، صخره و آتش، بیش از آنکه عناصر توصیفی یک جغرافیای معین باشند، به نشانه‌هایی از نیروهای پنهان و متعارض بدل می‌شوند، نیروهایی که در لایه‌های درونی جهان و تجربه‌ی انسانی همزمان فعال‌اند.

غلبه‌ی طیف‌های سرخ، نارنجی و ارغوانی، فضای مجموعه را در حوزه‌ای میان التهاب، خشونت، تولد و نابودی قرار می‌دهد. سرخ در اینجا تنها رنگی حسی یا تزئینی نیست، بلکه کیفیتی مفهومی می‌یابد و همچون ماده‌ای زنده و سیال، سطح نقاشی را اشغال می‌کند. این رنگ گاه به آتش، گاه به زخم، گاه به فوران انرژی و گاه به نشانه‌ای از وضعیت بحرانی جهان نزدیک می‌شود. در برابر آن، حضور تیرگی‌ها و لکه‌های سردتر، نقش ضدِ وزن را ایفا می‌کند و امکان شکل‌گیری نوعی دوگانگی میان فروپاشی و تداوم، مرگ و زایش، انسداد و گشودگی را فراهم می‌آورد.

از وجوه مهم این مجموعه، تنش میان بازنمایی و انتزاع است. آثار از نشانه‌های آشنای طبیعت آغاز می‌کنند، اما در روند شکل‌گیری، به‌تدریج از بازنمایی مستقیم فاصله می‌گیرند و به قلمرویی میان تشخیص‌پذیری و ابهام وارد می‌شوند. فرم‌ها هنوز امکان ارجاع به جهان بیرونی را حفظ کرده‌اند، اما دیگر تابع منطق منظره‌پردازی کلاسیک نیستند. چشم‌انداز در اینجا نه پنجره‌ای رو به جهان، بلکه سطحی فعال و خودبسنده است. سطحی که در آن تصویر، هم‌زمان ساخته و تخریب می‌شود.

پویاییِ بنیادینِ نقاشی‌ها از حرکت قلم‌گذاری‌ها و سازمان‌دهیِ سیال رنگ‌ها برمی‌آید. ضربه‌های قلم، خراش‌ها، لایه‌گذاری‌ها، محوشدگی‌ها و برخوردهای آشکار رنگ، صرفاً عناصر اجرایی نیستند، آنها بخشی از معنای اثر را تولید می‌کنند. ماده‌ی رنگ در این مجموعه نقش واسطه‌ای شفاف و خنثی ندارد، بلکه خود به موضوع تبدیل می‌شود. رنگ نه چیزی برای پوشاندن سطح، بلکه نیرویی برای ساختن، فرسودن و دوباره‌سازیِ آن است. به همین سبب، سطح بوم حالتی رسوبی پیدا می‌کند. گویی تصویر از انباشت زمان، فشار، مقاومت و بازگشت‌های مکرر شکل گرفته است.

 

در این آثار، نقاشی همچون عرصه‌ی کشمکش میان کنترل و رهایی عمل می‌کند. از یک سو، نشانه‌هایی از ترکیب‌بندی، جهت‌دهی بصری و هدایت نگاه وجود دارد، و از سوی دیگر، حرکت‌های آزاد و گاه انفجاریِ رنگ، این نظم را تهدید می‌کنند. ساختار تصویر هرگز به ثبات کامل نمی‌رسد و همواره در معرض گشوده‌شدن، شکافتن یا فروپاشی قرار می‌گیرد. این ناپایداری، تجربه‌ی دیداری را به تجربه‌ای زمانی تبدیل می‌کند. مخاطب تنها با تصویری نهایی مواجه نیست، بلکه ردّ فرایند شکل‌گیری و دگرگونی آن را هم پِی می‌گیرد.

این مجموعه، طبیعت را همچون یک بدن در نظر می‌گیرد، بدنی که زخم می‌خورد، می‌شکافد، می‌سوزد، جریان می‌یابد و در عین حال، امکان بازسازی خود را حفظ می‌کند. در این خوانش، زمین دیگر پس‌زمینه‌ی بی‌طرفِ رخدادها نیست، بلکه موجودیتی فعال و آسیب‌پذیر می‌یابد. طبیعت در اینجا نه تصویری رمانتیک از آرامش، بلکه عرصه‌ای از بحران و مقاومت است، جایی که نیروهای تخریب‌گر و نیروهای حیاتی در هم تنیده‌اند. همین نگاه، آثار را از منظره‌پردازی صرف دور می‌کند و به آنها کیفیتی اخلاقی و معاصر می‌بخشد.

فضای کلیِ نقاشی‌ها را همچنین می‌توان در نسبت با مفهوم آستانه قرائت کرد: آستانه‌ی میان زمین و آسمان، سطح و عمق، روشنایی و تاریکی، سکون و انفجار، و واقعیت و خیال. این کارها در موقعیتی مرزی شکل می‌گیرند و از تثبیت یک معنای واحد سر باز می‌زنند. مخاطب با جهانی روبه‌روست که در آن هر فرم می‌تواند همزمان نشانه‌ی پایان و آغاز باشد، هر شکاف، هم محل گسست و هم امکان عبور، و هر فوران، هم نشانه‌ی نابودی و هم نشانه‌ی ظهور نیرویی تازه.

از این منظر، مجموعه را می‌توان روایتی تصویری از جهانی دانست که در وضعیت شدن قرار می‌گیرد، جهانی ناتمام، ناآرام و پیوسته در حال دگرگونی. نقاشی‌ها به جای ارائه‌ی پاسخی قطعی درباره‌ی طبیعت یا وضعیت انسان، مخاطب را در برابر تجربه‌ای حسی و ذهنی قرار می‌دهند. تجربه‌ای که در آن تصویر پیش از آنکه دیده شود، احساس می‌شود. اهمیت این آثار در همین تبدیل چشم‌انداز به تجربه‌ای درونی است. طبیعت به زبان اضطراب، حافظه، میل، خشونت و امید سخن می‌گوید.

دستِ آخر، این مجموعه را می‌توان نوعی نقاشیِ ماده‌محور و فرایند بنیان دانست که در آن منظر، استعاره‌ای برای وضعیت وجودی معاصر است. جهانِ تصویر شده نه جهانی آرام و قابل تفسیر، بلکه جهانی است که معنا در آن از دل برخورد نیروها، لایه‌های رنگ و مقاومت سطوح پدیدار می‌شود. این نقاشی‌ها در مرز میان ویرانی و تداوم می‌ایستند و نشان می‌دهند که حتی در شدیدترین وضعیت‌های التهاب و فروپاشی، امکان شکل‌گیری، باززایی و ادامه‌دادن همچنان درون ماده‌ی نقاشی حضور دارد.

محل برگزاری

در حال آماده‌سازی نقشه

گالری یافته

تهران

میزبان

جاباما ایونت

ایونت‌های منتخب جاباما

شروع قیمت

رایگان